ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

588

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

بخشيد » ما بزودى تمام اين خطبه را در يكى از فصلهاى آينده به خواست خدا ، خواهيم آورد . بايد دانست كه اين كلام امام ( ع ) نشانهء عزم استوارى است كه با قسم به خداوند تأكيد شده مبنى بر اين كه زمينهايى را كه عثمان به اقوامش بخشيده است باز خواهد گرداند . سپس كساني را كه بناحق زمين دريافت كرده‌اند به اين حقيقت توجّه مىدهد كه در عدالت گشايش است وعدل خدا ايجاب مىكند كه براي گشايش أمور مسلمين آن زمينها را بازگرداند . گشايش أمور مردم كناية از اجراى عدل وبازگرداندن أراضي غصب شده وأموال تاراج رفته به بيت المال مسلمين است . بنا بر اين لازم است غاصبان تسليم دستورات خدا وعدل شوند ، زيرا در عدالت گشايشى است براي نظام دنيا كه مظلوم با رسيدن به حقّش راضى مىشود وظالم نيز مىفهمد كه آنچه از أو گرفته مىشود از آن أو نبوده است وعلم ظالم بر اين امر با ترس واقعي حاصل مىشود ، هر چند شيطان نفسش در موقع ردّ أموال غصب شده عدالت را در نظرش سختى وتنگنا جلوه دهد با اين كه عدالت فطرتاً مورد رضا وپسند انسان است . بنا بر اين اگر عدالت را تنگنا فرض كرده ورضا ندهد ، ستم در دنيا وآخرت تنگناى بيشترى مىآفريند ، زيرا قهراً أموال غصب شده از أو گرفته مىشود وستم أو سبب اين تنگنا براي أو خواهد شد . همانا أوامر ونواهى الهى بر انسانها محيط است ومانع تصرّفات باطل مىشود . زماني كه عدل اجرا شود مىداند چيزى را از أو گرفته‌اند كه از آن أو نيست وهر گاه بر أو ستمى شود مىداند كه چيزى را از أو گرفته‌اند كه نبايد مىگرفتند . شكّ نيست گرفتن چيزى كه نبايد بگيرند بر نفس انسان دشوارتر است از گرفتن چيزى كه بايد بگيرند واين يك امر وجداني است . معناى الفاظى كه در خطبه آمده است با آنچه ما در اين جا ذكر كرديم نزديك به هم است ، جز اين كه ضمير در « انّه » و « لم يسعه » در عبارت ما به مال باز مىگردد .